علی لاریجانی، امروز سراسیمه عازم سودان شد تا حمایت قاطع جمهوری اسلامی از " عمر البشیر"-دیکتاتور نظامی حاکم بر سودان- را اعلام کند. تا اینجا هیچ اشکالی ندارد. چرا که جمهوری اسلامی سابقه حمایت از دیکتاتورهایی از قماش کیم ایل سونگ و معمر قذافی و ضیاء الحق را دارد. اشکال کار آنجاست که لاریجانی، صدور حکم جلب بین المللی برای دیکتاتوری که متهم به قتل صدها هزار نفر از مردم دارفور است را "توهین به مسلمانان جهان" خوانده است. لابد قتل عام مردم دارفور، موجب سربلندی مسلمین بوده که اعلام حکم بازداشت عامل این جنایت، باعث توهین به مسلمانها باشد! شاید هم به تازگی، آقای عمر البشیر جزء مقدسات شده و ما بی خبر بودیم! لابد از فردا باید بگوییم "السلام علیک یا عمر البشیر !!!"
کاش مسوولان نظام، محدوده مقدسات را معلوم می کردند. به آقای مصباح یزدی انتقاد کنیم، می گویند به مقدسات اهانت شده، دادگاه میکونوس، حکم بازداشت فلاحیان را می دهد، می گویند مقدسات اسلام بر باد رفت، دادگاه آرژانتین حکم بازداشت محسن رضایی و اکبر ولایتی را اعلام می کند، فریاد می زنند که مقدسات از دست رفت. حالا دیگر عمر البشیر سودانی هم جزء مقدسات شده. روزگاری رضا شاه به مدرس پیغام می دهد که پایت را از روی دُم من بردار! مدرس هم پاسخ می دهد لطفآ شما اول محدوده دُم مبارک را مشخص کنید! ما هر جا پا می گذاریم دم شما هم هست!!!
حکایت مقدسات در ایران امروز، همان حکایت دُم رضا شاه است!!!
"سمیر قنطار" شهروند لبنانی که به جرم قتل چندین شهروند اسراییلی از جمله یک کودک در اسراییل زندانی بود، قرار است به تهران بیاید و مورد پذیرایی قرار بگیرد. در زندگینامه سمیر قنطار نکته جالبی وجود دارد. قنطار به اتهام ارتکاب عملیات تروریستی و قتل چند شهروند اسراییلی به حبسی طویل المدت محکوم شد. او در دوران حبس با نوشتن دادخواستی، ادعا کرد که حق دارد در زندان، ادامه تحصیل بدهد. دادگاه اسراییل درخواست وی را بررسی کرد و به او اجازه داد در اسراییل، ادامه تحصیل بدهد با این استدلال که او صرفآ به زندان محکوم شده و حق تحصیل از وی سلب نشده و حق دارد ادامه تحصیل دهد. خلاصه آنکه تروریست قاتلی که به حکم دادگاه اسراییل در زندان بود توانست از دانشگاه تل آویو لیسانس ادبیات و علوم اجتماعی بگیرد!
حالا مقایسه کنید رفتار رژیم غاصب و جنایتکار اسراییل(؟!) با یک آدمکش را با آنچه نظام اسلامی ما با دانشجویان می کند. اگر دانشجویان دانشگاه امیر کبیر که اینک در زندان نظام اسلامی هستند، در اسراییل مرتکب جنایت و ترور می شدند لا اقل حق تحصیلشان محفوظ می ماند...
سید محمد خاتمی در دام مسیر تبلیغاتی افتاده است که جناح مخالف وی طراحی کرده است. جناح اصولگرا، تبلیغ کرده و می کند که دوران خاتمی، دوران دور شدن از اسلام و ارزشهای اسلامی و انقلابی( بخوانید ایدئولوژیک) بوده است. خاتمی هم دقیقآ در دام همین مسیر افتاده و دائمآ سعی دارد مراتب ارادت و علاقه خود به اسلام و ولایت فقیه و رهبری را اثبات کند. نماد بارز این راهکار تبلیغی غلط خاتمی را می توان در طراحی نخستین سفر استانی وی دید: خاتمی ابتدا در صحن شاهچراغ سخنرانی می کند ( سخنرانی در امامزاده)، سپس در مسجد قبا با آیت الله دستغیب دیدار می کند ( دیدار با یک روحانی نه چندان محبوب در مسجد) و در انتها در حوزه علمیه شاه قیس با نخبگان دیدار می کند( دیدار با نخبگان در حوزه علمیه!!!). معلوم نیست خاتمی با این قبیل برنامه های تبلیغاتی می خواهد رای چه بخشی از جامعه را جذب کند؟ خاتمی۷۶، نخستین سخنرانی خود را در دانشگاه و در برابر دانشگاهیان ایراد کرد و خاتمی ۸۷ از مسجد و حوزه علمیه و دیدار با حضرات علماء آغاز می کند. خاتمی ۷۶ با آن آغاز شورانگیز به کجا رسید که این خاتمی با چنین آغاز متاثر کننده ای به کجا برسد....