مجد الاسلام کرمانی که زمانی رییس طلاب حوزه علمیه اصفهان بود و از مشروطه خواهان به نام این دوره از عوامل مختلفی که باعث انحطاط مجلس ملی شده از" عضویت روحانیون" در آن یاد می کند و می نویسد:" ورود آنها به مجلس عیب بزرگی داشت...آنها عنوان مشروطیت را که به کلی خارج از دیانت بود داخل در امور دیانت کردند و مثل سایر مسایل شرعیه، رای و عقیده علما را در آن مدخلیت دادند."
او در جایی دیگر از تحلیل خود درباره انحطاط مشروطیت صریحا می گوید: " یکی از اسباب انحطاط مجلس، ورود آخوندها بود در او. و اگر یک مرتبه دیگر مجلس و مشروطیت در این مملکت پیدا شد، حتمآ باید مراقب باشند جنس عمامه به سر را در مجلس راه ندهند، اگر چه به عنوان وکالت هم باشد والسلام".
روشنفکران و اندیشمندان منورالفکر و مردم تاریخ نخوانده ایران را بنگرید که ۷۰ سال پس از مشروطیت در بهمن ۵۷ چه کردند..
منبع: "مشروطه ایرانی" - نوشته دکتر ماشاالله آجودانی-نشر اختران- چاپ دوم- صفحه ۱۶۴
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 20:19  توسط علی
|
اگر فقط به یک دلیل، خانم پروین اردلان شایسته تحسین و ستایش باشد همین یک جمله است که در زمان دریافت غیابی جایزه اولاف پالمه گفته:" افتخار می کنم که زنی سکولار و متعلق به جنبشی فمینیستی هستم که پیشینه 100 سال مبارزه ومقاومت برای احقاق حقوق زنان را دارد. "
باید افتخار کنیم به زنی که به صراحت و شجاعت بر "سکولار بودن" خود تاکید می کند و در این دوره زهد فروشی نمی خواهد خود را به هزار چسب ناچسب به دین بچسباند!
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 21:20  توسط علی
|
سال پیش چنین روزی که برای بار اول در دانشگاهم به اینترنت دسترسی پیدا کردم، اولین صفحه ای را که باز کردم تا چند لحظه ای خشکم زده بود. باز هم خبر، خبر مرگ بود و این بار نوبت به رسول ملاقلی پور رسیده بود...
کارشناس سینما نیستم و رسول ملاقلی پور را بر مبنای فیلم هایش نمی شناسم. علاقه ام به او با خواندن مصاحبه ای مفصل آغاز شد که سالها پیش در مجله "گزارش فیلم" خواندم. آنجا، ملاقلی پور خیلی صادقانه و شفاف درباره گذشته زندگیش، وضعیت پدر و مادرش و محیطی که در آن رشد کرده، سخن گفته بود. حرفهایی که خیلی از ما اگر در پیشینه مان داشته باشیم یا سانسورش می کنیم یا تغییرش می دهیم. راستش، عاشق" صداقتش" بودم... همان صداقتی که از "نینوا" شروع کرد و با "شش گوشه عرش" به پایانش برد و روزی که جان داد قرار بود در "کربلا" باشد...
آخرین عکس ملاقلی پور ساعاتی پیش از مرگ...(عکاس: رسول احدی- ایسنا)

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 23:49  توسط علی
|
گفت: احوالت چطور است؟
گفتمش عالی است
مثل حال "گل"!
حال گل در چنگ چنگیز مغول!

شعر: قیصر امین پور
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 22:10  توسط علی
|
مستان، دعوتم کرده به بازی جدیدی که بنویسم از آهنگ های مورد علاقه ام:
پارسال که برای ادامه تحصیل به اروپا رفتم، همراه خودم یک mp3 player بردم که بخشی از آن پر بود از آهنگ های مورد علاقه ام. از هایده و مهستی قدیمی گرفته تا ویگن و شجریان و شهرام خان ناظری. حتی چند تا نوحه از کویتی پور و ملا باسم کربلایی و اذان موذن زاده و نوحه های سلیم موذن زاده (برادر رحیم موذن زاده) هم داخلش بود. بعد از آنکه دوچرخه خریدم، بیشتر وقتها موقع دوچرخه سواری این آهنگ ها و نوحه ها بود که حال و هوای عجیبی به من می داد. هر وقت این سری آهنگ را با همان ترتیب گوش می دهم می توانم چشمم را ببندم و خودم را ببینم در حال دو چرخه سواری در خیابان های آرام و زیبا یا در قطاری که به" سوئیس" می رفت و داشت از کوههای زیبای" آلپ" عبور می کرد یا ساحل گرم و دم کرده "ونیز" یا خیابان های شلوغ "پاریس". تصورش بکنید دم غروب در ساحل "ونیز" نشسته بودم و یک پسر و دختر ایتالیایی در کنارم مشغول مغازله بودند و یک دفعه این صدا و موسیقی در گوشم طنین انداخت...
این سری از آهنگ ها با همان ترتیبی که در mp3 player بود برایم به یک خاطره جاودانه تبدیل شده است.
+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386ساعت 20:53  توسط علی
|
آقای علی احمدی -وزیر آموزش و پرورش- چندین بار از" ضرورت جدا کردن کتاب های درسی دختران و پسران" صحبت کرده اند و این ایده طالبانی را هم اینگونه توجیه کرده اند که:" دختران در ۹ سالگی به سن تكلیف میرسند و پسران در سن ۱۵ سالگی،آیا دلیل آشكارتری در تفاوت بین دختران و پسران وجود دارد؟"
بد نیست این وزیر روشنفکر- که بر کرسی زنده یاد فرخ رو پارسا تکیه زده- تلاش خودشان را متمرکز کنند بر تفکیک جنسیتی رساله مراجع تقلید که سرشار است از عبارات و جملات جنسی. چرا علمای بزرگوار که حافظ اسلام هستند پیشقدم نمی شوند و قبل از تفکیک جنسیتی کتاب های درسی مدارس، رساله های توضیح المسائل خود را زنانه-مردانه نمی کنند؟
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 23:17  توسط علی
|
باید سجده شکر به جا آورد از این حماسه عظیمی که رخ داد و پوزه استکبار به خاک مالیده شد. داشتم گزارش البرادعی را می خواندم و به بعضی از بندهای آن که رسیدم نتوانستم خوشحالی خود را پنهان کنم از این بخش های گزارش:
از مسائل عمده باقيمانده مربوط به ماهيت برنامه هستهاي ايران موضوع مطالعات ادعايي در مورد پروژه نمك سبز، آزمايش مواد انفجاري قوي، و موشك داراي توان خروج و بازگشت به جو ميباشند. اين موضوعي بسيار مهم و مايه نگراني جدي و اساسي در مورد هرگونه ارزيابي ابعاد احتمالي نظامي برنامه هستهاي ايران است...ارزيابي نهايي آژانس نيازمند فهم نقش سند اورانيوم فلزي و شفافسازيها در مورد فعاليتهاي خريد بعضي از نهادهاي مرتبط نظامي مي باشد كه هنوز توسط ايران ارايه نشده است....ايران برخلاف تصميمات شوراي امنيت فعاليتهاي مرتبط با غني سازي را بحال تعليق درنياورده است و همچنان به انجام عمليات در PFEP (کارخانه نيمه صنعتي غني سازي سوخت) و FEP ( کارخانه غني سازي سوخت ) ادامه ميدهد... در خصوص برنامه جاري خود، همچنان به اعتماد سازي درخصوص گستره و ماهيت آن نياز دارد. اعتماد به ماهيت منحصرا صلح آميز برنامه هستهاي ايران مستلزم اين است که آژانس قادر شود نه تنها در خصوص مواد هستهاي اظهار شده، بلکه درخصوص فقدان مواد و فعاليتهاي اظهار نشده هستهاي در ايران تضمينهايي ارائه دهد... آژانس در موقعيتي نخواهد بود که قبل از دريافت برخي توضيحات پيرامون ماهيت مطالعات ادعايي و بدون اجرا شدن پروتکل الحاقي، در جهت ارائه تضمينهاي معتبر مبني بر فقدان مواد و فعاليتهاي هستهاي اظهار نظر نشده در ايران، پيشرفتي داشته باشد. اين امر بويژه با توجه به سالهاي متعدد فعاليتهاي اظهار نشده در ايران و فقدان اعتماد ناشي از آن، حائز اهميت ويژه ميباشد..."
آن احمق هایی که "جشن اثبات حقانیت" گرفته اند، معنی این عبارات را می فهمند؟ یادم افتاده به روزهای پایان جنگ که در حالی که صدها کیلومتر مربع از خاک ایران در اشغال آن خونخوار تکریتی بود و بوی الرحمان اقتصاد بلند شده بود و رهبر انقلاب هم آن "جام مشهور" را سر کشیده بود در بوق کرده بودند که در جنگ پیروز شدیم.
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 21:55  توسط علی
|