تبليغاتX
سرزمین من

سرزمین من

افغانیان و ایرانیان

خبر افتتاح پارلمان افغانستان پس از ۳۰سال، بر افغانیان فرخنده و شیرینی دموکراسی گوارایشان باد! همرزم فرمانده شهید "احمد شاه مسعود" -یونس قانونی- با اکثریت قاطع به ریاست این مجلس برگزیده شد. همزمان در خبرها آمده که دولت عربستان سعودی به دلیل عدم رعایت تشریفات دیپلماتیک از سوی منتخب ملت ایران- محمود احمدی نژاد- در طی سفر وی به آن کشور، یادداشت اعتراضی را تسلیم سفارت ایران در ریاض کرده است. حالا بگویید ما متمدن تریم یا افغانی هایی که در سالهای اقامتشان در ایران از سوی ما مردم متمدن(!) تحقیر شدند؟!

دختر افغان

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 21:50  توسط علی   | 

دانشگاه ستیزی

اینکه آقای رییس جمهور، به جای ۱۶ آذر (روز دانشجو)، در روز ۲۷ آذر ( روز وحدت حوزه و دانشگاه) به دیدار دانشگاهیان - البته دانشگاهیان متعهد و خودی- می روند پیامی آشکار دارد. همان پیامی که با انتصاب روحانی درس نخوانده ای به ریاست دانشگاه تهران به جامعه علمی کشور فرستاده شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 19:0  توسط علی   | 

زوال تاریخی

ملت هایی که در حال طی کردن دوران زوال تاریخی خود هستند، دائما در اندیشه بازگشت به روزگار طلایی گذشته اند. اینان معتقدند که :" هنر نزد ایرانیان است و بس" یا پافشاری می کنند که ایرانیان از بقیه ملت ها با هوشترند و در یک کلام، دنیا به ما بدهکار است. سرهم بندی کردن قطعات کهنه سانتریفیوژ های پاکستانی را "فناوری بومی هسته ای" نام می گذارند و چاپ دیتاهای علمی و بعضآ شبه علمی را در بی اعتبار ترین نشریات جهان، "تولید علم" نام می نهند. عالیترین مقام کشور می گوید: "در نانوتكنولوژي اگر كار به خوبي انجام گيرد،خواهيم ديد در سطح اول دنيا قرار خواهيم گرفت". هر شب در اخبار از کشف علمی دانشمندان ایرانی سخن می گویند و کسی نمی پرسد چرا این همه کشف و اختراع هیچ بازتاب جهانی ندارد. بدون حداقل زیرساخت های لازم "جنبش نرم افزاری" یا " نهضت تولید علم" به راه می اندازند. اینگونه است که " علم" به بازیچه سیاست بازان شکست خورده تبدیل می شود تا با تکیه بر آن، عوام الناس را بفریبند که "دانشمندان جوان ایرانی در حال فتح قله های علم هستند." حتی به جوانان توصیه می کنند به دنبال راه های میانبر باشند!! هوچی گری اخیر در خصوص حل معماي‎‎ مدالهـاي اتمـي‎ آلبرت‎ انيشتين به دست توانمند‎‎بهاره‎‎ كمالي‎‎ سروستاني دانش‎ آموخـتـه رشته‎ "مديريت‎ بازرگانی‎"(!!!) آخرین نمونه استفاده ابزاری از علم است.اینگونه است که حاکمیت به تزریق اعتماد به نفس کاذب به ملت شکست خورده ایران بر می آید. بیچاره علم که در دست اینان گرفتار شده است!! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 21:57  توسط علی   | 

شام تاریک ما...

چند شب پیش از این، مهمان آقای محمد علی بسطامی( برادر زنده یاد ایرج بسطامی) بودیم. نوای سنتور و ضرب درهم آمیخته با آواز، شبی دل انگیز و به یاد ماندنی برایم به یادگار گذاشت. در گوشه ای از خانه، پوستر بزرگی از ایرج بسطامی قرار داشت با بیت شعری:  "شام تاریک ما سحر ندارد/ کسی از حال ما خبر ندارد..."

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 21:5  توسط علی   | 

8/9/76

شنبه هشتم آذر ۷۶، ساعت ۱ بعدازظهر آزمایشگاه بافت شناسی داشتیم در دانشکده پزشکی، ولی ساعت ۱۲:۴۵ مسابقه ایران-استرالیا بود. نمیدونم چی شده بود که با وجود تساوی ۱-۱ بازی رفت و شانس خیلی کم ایران برای صعود به جام جهانی، هنوز دلم می خواست امیدوار باشم. تصمیم گرفتم آزمایشگاه نرم و بمونم اون بازی را ببینم. ساعت حدود ۲:۴۵ عصر هشتم آذر اون سال، انفجار شادی ملی را می شد همه جا دید. ملتی که شادی کردن را فراموش کرده بودند بدون هیچ هماهنگی، همه تصمیم به انجام یک کار مشترک گرفته بودند: "شادی". اون روز ملت ایران یک هویت واحد شده بود. چقدرآن روزها امیدوار بودیم و سرشار از آرزو.... آن روزها تازه، "دوم خرداد" از راه رسیده بود... یاد آن روز بخیر! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 22:59  توسط علی   | 

استقبال گرم

سرانجام آرزوی حوزویان در جهت "نزدیکی" حوزه و دانشگاه، ثمر داد و امروز آیت الله عباسعلی عمید زنجانی بر کرسی علی اصغر خان حکمت و دکتر جهانشاه صالح،تکیه زد. انتخاب فردی ۶۸ ساله و فاقد تحصیلات دانشگاهی به ریاست دانشگاه تهران، در جهت شعارهای جوانگرایی و شایسته سالاری دولت کریمه انجام شده است. از آنجایی که ایشان در جلسه معارفه خود فرمودند: "دانشگاه تهران مدینه العلم است". بنا به حدیث شریف نبوی "انا مدینه العلم و علی بابها" از این پس خواهیم گفت: " الدانشگاه التهران مدینه العلم و عباسعلی بابها"!!!

 دانشجویان که از این انتخاب "میمون"، سر از پا نمی شناختند به دنبال حضرت آیت الله به راه افتادند و به منظور تبرک، عمامه معظم له را برداشته تا تکه ای از آن را به عنوان باقیات صالحات برای خود نگهدارند. (البته خبرگزاری فارس که تصاویر برداشته شدن عمامه ایشان را مخابره کرده بود، ساعتی بعد این تصاویر را از سایت خود حذف کرد!)

  

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 23:12  توسط علی   | 

ما می توانیم!

داشتم لیست اسامی روسای سابق دانشگاه تهران را نگاه می کردم که چشمم افتاد به اسامی افرادی چون علی اصغر خان حکمت و دکتر علی اکبر سیاسی و دکتر جهانشاه صالح. بعد اسم این ملایی که شده رییس دانشگاه را که دیدم یاد شعار مضحک "ما می توانیم" افتادم که این روزها خیلی تکرار می شود. با خودم گفتم البته که فقط ما ملت بدپسند هستیم که می توانیم به جای علی اصغر خان حکمت یا حتی علینقی عالیخانی، آدم فاقد تحصیلات آکادمیک را به ریاست دانشگاه برسانیم. بله البته شعار ما می توانیم کاملا درست است چون ما می توانیم "خود ویرانگری" کنیم. ما می توانیم به همه چیز .... بزنیم!!! 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 22:59  توسط علی   | 

فاجعه

اگر صفحات آخر نشریات علمی معتبری مثل "نیچر" را ورق بزنید می بینید که پر است از آگهی برای انتخاب رییس دپارتمان یا دانشکده! یعنی برای پیشرفت بیشتر، هیچ کسی خودش را عقل کل نمی داند. بلکه اطلاعیه می دهند و قویترین ها را برای مدیریت علمی انتخاب می کنند. در ایران ما قضیه برعکسه. آقا یا شاید خانمی که بیشتر در حفظ نظام کوشیده باشد و دست و گوش و چشمش را در راه اسلام عزیز تقدیم کرده باشد یا سرسپرده تر و بله قربان گوتر باشد، می شود رییس دانشکده. یعنی هیچ تفاوتی بین انتخاب رییس دانشگاه و فرمانده پادگان یا رییس یتیم خانه وجود ندارد. راستش مدتی است اخبار فاجعه بار، یکی پس از دیگری نازل می شود. بعد از سوختن کتابخانه دانشکده حقوق تهران، این بار دانشگاه ستیزان حاکم برای نخستین بار در طول تاریخ تاسیس دانشگاه ( و شاید برای نخستین بار در سطح دنیا)، فردی را به ریاست بزرگترین دانشگاه ایران منصوب کرده اند که ۱ روز هم تحصیلات دانشگاهی ندارد! به عنوان یک دانشگاهی معتقدم که نباید چنین توهین آشکاری به دانشگاهیان بی پاسخ بماند. این کار در وهله اول به منظور تحقیر جامعه علمی کشور انجام گرفته. جا دارد که اساتید و دانشجویان دانشگاه تهران به این رفتار مشمئز کننده پاسخ بدهند و مثلا با اجتماع جلوی درب ورودی ریاست دانشگاه، از ورود این آقا و همدستانش جلوگیری کنند. دیروز، دانشگاه تهران، لگدمال چکمه های کثیف عمله ارتجاع و استبداد بود و امروز ملای درس نخوانده ای بر کرسی رفیع ریاست دانشگاه می نشیند. جالب است که با چنین رفتار های اهانت آمیزی نسبت به دانشگاهیان، می خواهند "جنبش نرم افزاری"و " نهضت تولید علم" هم به راه بیندازند و می پرسند: "چرا از هر 96 نفر دانشجوی اعزامي به خارج، دو نفر به كشور باز مي‌‏گردند و از هر 125 نفر دانش‌‏آموز المپيادي، 90 نفر در دانشگاه‌‏هاي آمريكا تحصيل مي‌‏كنند." روزهای انحطاط تاریخیمان را داریم می گذرانیم. خدایا! کی از این تونل وحشت خارج می شویم؟...  

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 20:19  توسط علی   | 

داریوش و ابوعمار

تصویری روشن دارم از آن روزی که از کمد قدیمی خانه مادربزرگ، کتابی را از میان کوهی از روزنامه ها و مجلات اوایل انقلاب بیرون کشیدم و عکس های جالب آن را با تعجب نگاه کردم. می گویم جالب بود و عجیب، چون آن روزها فکر می کردیم دنیا همان است که سیمای جمهوری اسلامی نشانمان می دهد و آدم های تاثیر گذار تاریخ هم همانهایی هستند که هر شب زینت بخش اخبار هستند! در یکی از این تصاویر، یاسر عرفات چفیه پوش مسلسل بدست در کنار آیت الله طالقانی ایستاده بود و آن سوتر هم مسعود رجوی لبخند بر لب و مسلسلی در دست به آن دو می نگریست. زیر عکس هم نوشته بود:" ابوعمار رهبر انقلاب فلسطین در نخستین دیدار رسمی از ایران در کنار پدر طالقانی و برادر مسعود". بعدها دانستم ابوعمار، نخستین میهمان رسمی دولت ایران، بعد از پیروزی انقلاب بوده است.عکس های بعدی، استقبال اعضای دولت موقت انقلاب را از "برادر ابوعمار" نشان می داد. در جایی، عرفات در کنار مرد سروقامت زیبارویی ایستاده بود که بر اساس زیرنویس عکس، داریوش فروهر وزیر کار دولت موقت بود. آن کتاب را چند سال بعد و در بحبوحه بگیر و ببندها سوزاندیم. ولی حالا که دارم اینها را می نویسم ابوعمار در گسترده ترین سرزمین بی خاک دنیا -فلسطین- آرمیده است در حالیکه نتوانست به آرزویش یعنی نماز در مسجد الاقصی دست یابد. این سوی عالم در ایران، داریوش خان فروهر و پروانه اش در سودای تحقق "مردم سالاری"، سینه های چاک چاکشان را به تاریخ ایران هدیه کردند...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 20:42  توسط علی   |